معين الدين نطنزى
266
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
محبوس گرديده بعد از آن يك هفته هدف شمشير ياساق شدند و مملكت فارس و عراق عجم و خوزستان از ساحل درياى حبشه و زنگبار و از ناحيهء عدن تا ممالك خراسان و قندهار به اميرزاده عمر شيخ تعلّق گرفت . قصّهء توجّه بغداد و استخلاص و كيفيّت فتح آن بعد از آن روز جمعه خامس رجب المرجّب سلطان صاحبقران از شيراز كوچ كرده از راه اصفهان و جربادقان روى به سلطانيه نهاد و آذربايجان را به اميرزاده ميرانشاه داد . بعد از چند روز كه در آن حدود مراسم عيش و وظيفهء جرغالانك به تقديم رسيد از راه قلاغاى متوجّه دار السّلام بغداد شد . شيخ نور الدّين عبد الرحمن بغدادى كه يكى از اقطاب عصر خود بود ، به رسالت بيامد . سلطان صاحبقران مقدم بزرگوار آن بزرگ را گرامى داشته بازگردانيد ، و بر اثر ايلغار فرموده با باد همعنان روان شد . قدغهء تعجيل به مثابهاى بود كه سواران دو اسپه به گردگرد بارگير جهانگرد نمىرسيدند . روز شنبه بيستم شوّال آن سال على الصّباح به ظاهر بغداد رسيد ، و سلطان احمد از دروازهاى ديگر خود را به شطّ زد و روى به برّ عرب نهاد . بهادران بر اثر او اسپ در آب رانده چون برق از دجله عبور كردند ، و از جمله عثمان بن عبّاس و ايباج اغلان و سيّد خواجه بن شيخ على بهادر به تيكاميشى فروراندند . سلطان احمد از فرات عبور كرده جسر بريده بود . امرا لحظهاى به جهت احتياط گدار معطّل شدند . ناگاه چهار عدد كشتى بىخداوند به دست آمد و از آب بگذشتند . همهء راه از خزاين و نفايس مملوّ بود . امرا ملتفت نمىشدند و مىراندند ، تا در دشت كربلا با چهل و پنج نفر سوار برسيدند . سلطان احمد از قريب دو هزار سوار كه همراه داشت با دويست نفر خود را بر امرا زد . چون اسپ ايشان از حركت مانده بود پياده شده دست شبه بر ايشان داشتند . در اثناى آن كشش و كوشش سلطان احمد با عثمان بن عبّاس مقابل شد و شمشيرى بر دوش او فرود آورد ، چنان كه يك دست او از كار بماند . با وجود آن زخم دندان تحمّل بر لب توكّل فروبرد و سر از پى او نداشت تا تمامت اغروق او